سفارش تبلیغ

گوشی سه سیم کارته با تلویزیون
شهر حدیث

93/1/21
9:40 عصر

یادمان نرود...

بدست منتظر در دسته

یا أَیُّهَا النّاسُ اتَّقُوا رَبَّکُمْ وَ اخْشَوْا یَوْماً لایَجْزِی والِدٌ عَنْ وَلَدِهِ وَ لا مَوْلُودٌ هُوَ جاز عَنْ والِدِهِ شَیْئاً إِنَّ وَعْدَ اللّهِ حَقٌّ

 

فَلاتَغُرَّنَّکُمُ الْحَیاةُ الدُّنْیا وَ لایَغُرَّنَّکُمْ بِاللّهِ الْغَرُورُ ... ( 33 لقمان )

 

اى مردم! تقواى الهى پیشه کنید، و بترسید از روزى که نه پدر کیفر اعمال فرزندش را تحمل مى کند، و نه فرزند چیزى از کیفر (اعمال) پدرش را،

به یقین وعده الهى حق است; پس مبادا زندگانى دنیا شما را بفریبد، و مبادا (شیطان فریبکار)، شما را به (کرم) خدا مغرور سازد  .



 

اول از همه باید بگم که  اولین مخاطبش خود خودمم به کسی بر نخوره ... ما آدما با هم  روی ِ کره ی خاکی زندگی میکنیم [ اگه بشه اسمش ُزندگی گذاشت] ،نفس میکشیم، غذا میخوریم، درس میخونیم،بزرگ میشیم، میریم سرکار،مستقل میشیم،دل میبندیم،عروس،داماد، پدر، مادر،پدر بزرگ ،مادر بزرگ و کلی نقش های اجتماعی فرهنگی و خانوادگی بهمون تعلق میگیره ... و معمولاً این طوریه که، اکثرمون،یک سر،دو چشم ،     دو اَبرو ،یک بینی، یک دهان، دو دست، دو پا + متعلقات ِ دورنی بدن رو دارا هستیم ...خون ِ همه [ حالا ممکنه اسثنایی هم باشه!!! ] قرمز رنگه ،بدون ِ تفاوت درصد ِ رنگ قرمزی ِ[ ای جان به عدالت ِ پروردگارم ] ... و امّا ؛ از نظر تقـوا ، زیبایی ، میزان تحصیلات ، ثروت ، هوش و یکــ سری صفات اکتسابی ُ محیطی با هم فرق داریم . ( چرا شُ یک روز میفهمیم .. ) ... خلاصه اش کنم: همه مون انسانیم و ساخت ِ اورجینال ِ دست ِ خدا    .. یعنی ؛هر چی که هستیم به اراده،خواست و علم خداوند بوده ،یعنی ؛ اگه خدا نمیخواست، اینی نبودیم که الان هستیم ...میخوام بگم  ، ماهایی که به خودی ِ خود، از خودمون هـــیـــچـــی نداریم، به چی مون می نازیم! چرا دل ِ مخلوقات ِ خدا رو با داشته هایی که از سر لطف و عنایت ِ خدا به ما تعلق گرفته، می شکنیم و اونها رو تـحـقـیر و اذیت می کنیم؟!!... میخوام بگم؛ دل نبندیم به داشته هامون، خدا اراده کنه، همه شُ پس میگیره! میخوام بگم حواسون باشه؛باید یک روز جواب ِ تمام ِ غرور های کاذب و آزار دهنده رو پس بدیم....

 


 

پ. ن ::

فهمیده ام هر گاه دعایــَم مستجاب نشد؛  باید بنشیـنم گــوشــه ای

 و یک دلِ سـیر گریـه کـنم(!)....
و لازم است در لا بــه لای گریـه هایــَم بگویم:

"اللّهم اغــفر لــے الـذّنــوب التّـے تحــبـس الــدعاء"

 

 


93/1/21
8:39 عصر

زمین چقدر حقیر است...

بدست منتظر در دسته

سالها پیش سفر کردیم به زمین

 

و حال زمین گیر شده ایم...

 

آسمانی ها، پشت سرمان آب بریزید تا برگردیم...!!!

 

از زمین تا آسمانت راهی نیست

 

اگر دستانم در دست تو باشد،

 

خـــداونــــــدم ...

 

 

دل نوشت:

به یک نگاہ تـ ـ ـ و تطهیر میشود

دلِ من..


92/12/25
1:45 عصر

دلگیرم ...

بدست منتظر در دسته

 

دلگیرم ... نه از توهین های مکـرر  رییس جمهورم ... نه از حقـارت های بی حد برای ِ گرفتن سبـد ِ کالا ....نه از تعلیق ها و مسلم نبودن حق هسته ای و مسلّم بودن ِ وادادگی عده ای ....نه ازقهقـه های مستـانه شان با دشمنان ... نه از پایمـال شدن خـون شهدای هستـه ای گذشتـه و آینـده ...نه از ترس و لرزشـان در برابــر قدرت ِ نظـامی ِ دشمن ... نه از سوء استفاده ی بعضیشان از نام ِ رهبری... نه از دروغ هایشان ... نه از فریب هایشان...نه از فمینست هاشان... نه از غـرب زده هـاشان... نه از لیبـرال هاشـان...  نه از رادیـکال هاشـان ...نه از . . .
که دلگیـــــرم ؛ از مردم شهـرم ...
از دگرگـونی احوالشـان... از پاک شدن حـافظه ی سیـاسی شان...از جـانی که دادند و به نـان فروختنـد... از دو دوتا چارتـا نکردنشـان... از روی موج رأی دادنشان... از دگرگونی 180 درجه ایرأیشان تحت تاثیر سخنهای شیرین و فریبنده ؛ که بعضی بلد بودند و دیگران بلد نبودند!.... از "موچکریم" های بی اساسشان... از نرسیدن به آرزوهایـشان... افسوس . . . افسوس . . .افسوس . . . آری ! اصلا من بــی سَــوادم ... ! هرچه میخواهـد دل ِ  تنگـت بگو !...



 پ.ن ::
یک نفر هست ک همه ے ایـن دق ِ دلے هایـم را سرش خالی میکنم ؛
و او در کمال ِ آرامش میگوید : « مـردم خواستنــد ... ! »

 


92/12/18
6:48 عصر

مادرانه

بدست منتظر در دسته

همان مادرانی که خودشان محجبه اند ولی برای دخترشان کم میگذارند ... به بهانه تجدد و مد و

 

... ساپورت پای بچه مبکنند موهایش را بیرون میریزند… و حتا آرایشش میکنند... به خیالشان چادر

 

خود راسفت بچسبند کافی است! ... پس این بچه ی بیگناهی که توی مادر پرورشش میدهی

 

چه؟! اگر همینطور ادامه بدهی امیدوار نباش که بهشتی زیر پایت باشد.. چون خدا پرورش

 

و هدایت اولیه ی بچه ات را به تو سپرده...


پ.ن ::

رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند:

دو گروه اهل آتش هستند و نمی خواهم آن ها را ببینم: گروهی که تازیانه در دست دارند ومردم را با آن ها می زنند (ظالمین) و دیگر،

زن هایی که پوشیدگان برهنه اند؛ به شهوات متمایل هستندو مردان را به سوی خود جذب می کنند ...


میزان الحکمه ج 2 ص 259)


92/12/12
9:32 عصر

یه شب هایی هست ...

بدست منتظر در دسته

 

یه شب هایی هست که می شود از غصه ی تنهایی تان تمام خیابان های خلوت شهر را با آسمان گریه

کرد... یه شبهایی هست که می شود پا به پای تمام مسافران غریب شهر بهدنبال نشانی از تو گشت....

یه شب‌هایی هست که می‌شود از غصه‌ی بی‌صاحبی، ایستاد روی یکی از پل های هوایی شهر و روضه‌ی

عمویتان عباس (ع) را گوشکرد و از آن بالا با عبور هر ماشین از زیر پل و به هر ضرب ِ روضه توی گوش،

هق‌هق گریه کرد و آرام شد...  یه شب هایی هست که می شود با صدای گریه هایتان تا سحر دق کرد....

 

 

پ.ن ::

برای آرام شدن،

تنها به تکرار اسم تو بسنده می کنم ...

یا ایها العزیز...

 


92/11/25
11:4 عصر

مرگ ...

بدست منتظر در دسته

 

از مرگ می گفت و گذرگاههای سخت و پر خطرش ... از     “ فمن یعمل مثقال ذره خیرا یره و من یعمل مثقال ذره شرا یره" ... از حساب کتابهای دقیق و منزلگاههای عجیبش ... از بی چیزی و فقر بنی آدم در آن روز... از آنهایی که عند ربهم یرزقون اند ..... از آنهایی که بی حساب و ارد صحنه قیامت می شوند.... از آرزوی دیرینه من .... وقتی فکر می کنم  دوست ندارم با تصادف بمیرم ....ایست قلبی کنم ... تومور بدخیم گوارشی یا سرطان بگیرم .... دوست دارم این دردهای عجیب غریب ِ ناشناس این روزها گریبان تنم را نگیرد...ضربه مغزی نشوم ...دوست دارم وقتی قرار شد بمیرم،یک مردن ِعاشقانه داشته باشم...دوست دارم وقت مردنم ، تو بیایی بالای سرم ،لبخند بزنی!...

این عاشقانه ای ست که خودت در ذهنم پروریده ای... دست خودم نیست این تقصیر توست که نبض عاشقانه هایم را به حرکت وا داشته ای ! ...برای خالی نبودن عریضه هم که شده ،گاهی ،گه گداری؛  برای تحقق عاشقانه ام دعا کن .... مولایم ....

پ.ن::

اللهم اغفر لی الذنوب التی تحبس الدعا...

ببخش گناهانی را که مانع استجابت دعا می شوند...

بگذار آرزوی دیرینه ام رنگ اجابت بگیرد....


92/11/9
7:44 عصر

هرچه کردند نشد . . . از ما اصرار بود و از آنها انکار . . .

بدست منتظر در دسته

هرچه کردند نشد . . . از ما اصرار بود و از آنها انکار . . اورانیوم 20 درصد را برای کارهای صنعتی، تاسیساتی و پزشکی نیاز داشتیم…. هر چه کردیم ندادند… گفتیم خودمان می سازیم…. در جلسه مذاکره همه خندیدند. . . . بعد از مذاکره جلسه ایبا بعضی از دانشمندان هسته ای تشکیل داده شد… همه می گفتند غیر قابل دستیابی است و فرمولش تنها در اختیار آمریکاستاما کاری بود که باید می شد. چک سفید امضا دادند به دکتر شهریاری و با اصرار بسیار . . . بعد از مدتی در خبرها پیچیدکه ایران غنی سازی 20 درصد را انجام داده است… دکتر شهریاری کار خود را کرده بود. ..چک را اما پس داد… می گفت:

آدم باید در زندگی اش یک کاری هم بگذارد برای خدا بکند. . . .

مدتی بعد ترور شد. دیگر باید صدایش می زدیم شهید شهریاری . . .

سوم اذر بود: خبری که در رسانه ها پیچید که تعلیق اورانیوم 20درصد بود . . . در نایاب دادیم ، آبنبات چوبی گرفتیم !!...

در قبال نگذاشتن تحریم جدید و برداشتن تحریم خودرو، طلا، پتروشیمی. . . و این یعنی خداحافظ شهید شهریاری . . .یعنی خونت را با آب نبات معاوضه کردیم...

 

 


92/10/21
10:24 صبح

پشت هر تحریم عاشق ، عشق است!!

بدست منتظر در دسته

دیده ام بارها بار .. شاید هزاران بار .. فرقی نمی کند دوستدار تو محرم باشد یا نامحرم ... و چقدر گاهی کلافه میشوی از تحریماتش !! تحریمات کسی که خیلی دوستت دارد ... وقتی به حد عشق میخواهدت... برایت حصار میکشد که کجا بروی با که بگردی و کجا را نگاه نکنی !! با او ترجیحا بیشتر باشی !! وای اگر بفهمد تو کسی را مساوی با او میخواهی !
وای اگر بفهمد جایی او را بر او ترجیح داده ای ! خودش میخواهد اکثر کارهایت را پیگیری کند ... چون دوستت دارد ... وقتی قراری میگذاری او زودتر حاضر سر قرار است و وقتی مننتظر تماست باشد یک تک زنگ نزده جوابت را میدهد ..
دستش برسد تمام اموراتت را کنترل میکند چون نگرانت هست ... صدایت را دوست دارد و گاهی اوقات میگوید دلم براصدای تو  تنگ است ... قبول داری حرف هایم را ؟؟ اینکه غصه هایت نگرانش میکند... از غمت غمگین میشود و انرا حسمیکند بی انکه تو ببینی اش . .. حاضر است برایت پول خرج کند هدیه بدهد بی منت و انچه نیاز داری برایت بخرد بی انکه بگویی ... حرف از انهاییست که خیلی ادم را دوستدارند !میبینی قانون عشق های دنیاست که عاشق تحریمت میکند چون خیلی دوستت دارد اگر نامحرم باشد نگرانی هایش و اخمش و کنترل نامحسوسش باخبرت میکند و اگر محرمت باشد هزار بار میگوید، قانون تحریماتش را !!میبینی قانون عشق های دنیاست تحریمت میکند ... انکه دوستت دارد همیشه تو را فقط و فقط برای خودش و خودش میخواهد با او بخندی برای او بخندی . و در کل چه لذت میبرد بفهمد تو بخاطر او نفس میکشی .. برای او و او و او .... تازه فهمیدم ...  بلاخره فهمیدم چرا !! از علم به این موضوع به ایمان به این موضوع رسیدم !! از روی سرمشق قانون عشقهای دنیا بعد این همه تکرار شدنها، ذبلاخره فهمیدم پشت هر تحریم عاشق عشق است !! و چرا خدا هم تحریممان کرده است ! چرا حصار دارد ! چرا خوش ندارد دیر سر قرار ها برویم ! راست است دلتنگ صدای ما میشود !حرف از واجب الوجود بالذات است نه بالعرض .. حرف از کسیست که سر قرار عاشقی اش همیشه ایستاده است حتی وقتی بلامُرجحی را بر او ترجیح میدهی .چقدر حوصله دار است و با گذشت ! سعی کن ایمان پیدا کنی او عاشق توست حرف از انهاییست که خیلی ادم را دوست دارند ! حرف از خداست ! حواست با من است ؟؟ قبول داری حرف هایم را ؟؟
پ.ن ::
 نعم الرب آنت و بئس المربوب أنا

92/10/9
6:17 عصر

باز گشت ...

بدست منتظر در دسته

 

دری مردد
فرشته ای مردد
بانویی مردد
- "باز شوم یا نه؟"
-"وارد شوم یا نه؟"
-"راهش دهم یا نه؟"
در باز می شود
فرشته وارد می شود
بانو راهش می دهد

و نفسی مطمئن باز می گردد ....

 

پ.ن::

صل الله و علیک یا رسول الله


92/10/8
9:23 عصر

فاعتبروا یا اولی الابصار ...

بدست منتظر در دسته

 

می گویند چگونه ممکن است افرادی که روزی خادم بودند این گونه خائن شوند؟! ... می گویم به تاریخ بنگرید ... شهوت قدرت چه کسانی را که به ورطه نابودی نکشاند ... از طلحه و زبیر که روزگاری یار و یاورحق بودند و بعدهااسیر شیطان شده و دین و دنیایشان را تباه کردند ... تا ابوموسی زاهد که حق را مخلوع کرد ... تا شمر که جانباز صفین بود و عمر سعد که به طمع ملک ری ننگ ابدی خرید ...  امروز همان داستان است ... نخست وزیری و مرجع تقلیدی و چریک مبارزی که دست به دست شیطان دادند ... تا وزیر و وکیل و فعال سیاسی که به طمع ثروت و شهوت قدرت رویاروی حکومت حق قرار گرفتند.... تاریخ تکرار می شود و چه اندکند عبرت گیرندگان..... 

فاعتبروا یا اولی الابصار ...