سفارش تبلیغ
صبا ویژن
 
درباره وبلاگ


"...انتَظِرُواْ إِنَّا مُنتَظِرُونَ" منتظر باشید که ما هم منتظریم انعام/158 دلم می خواست من هم در شمار منتظرانتان بودم...در شمار آنهایی که نفس شان به نفس شما بند است...همانهایی که دمی از یاد شما غافل نیستند...همانهایی که زندگیشان خلاصه در لبخند شماست...همانهایی که خطابشان کردی "فرزندم".... و در یک کلام چقدر دلم می خواست "شیعه" باشم ....! شیعه شما.....
پیوندها
لوگو

آمار وبلاگ
  • بازدید امروز: 8
  • بازدید دیروز: 83
  • کل بازدیدها: 135610




شاید منتظر




 

می نویسم برایت تا بخوانی،می گویم برایت تا بدانی،هرچند می دانم که نانوشته می خوانی و ناگفته می دانی؛اما چه کنم وقتی زمین با تمام

فراخی اش بر من تنگ می شود و آسمان ابر رحمتش را دریغ می کند؟! به تو پناه می آورم به تو که پناه منی ! نه تنها پناه من بلکه پناه تمام

کسانی که تو را فراموش کرده اندو حتی نامت را هم از یاد برده اند...

نزد تو شکایت می آورم از غربت و مظلومیت امام زمانم،از بی کسی و درد رنج دوستانت و از شادی و گستاخی دشمنانت...

از تمام کسانی که خورشید را می بینندو خورشید آفرین را انکار می کنندو از تمام آنهای که هر صدایی را می شنوندجز صدای تو را و از تمام

آنهایی که تورا فراموش کرده اند.

از خودم ،از خودم نزد تو شکایت می آورم...

 

پ.ن::

تو نیستی و کسی به غم هایم ایمان نمی آورد...




موضوع مطلب :


پنج شنبه 89 بهمن 28 :: 11:37 عصر ::  نویسنده : منتظر